سيد محمد كمره اى
307
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
گرفتارى سنگرهاى مسجد شاه جمعه 25 رمضان . - سه به ظهر بلند شده ، چايى ، و توى باغچه ، و ناهار چلو آلبالو و نان و يخ آب خوبى خورده مشغول تحرير و قرآن . احمد هم از بيرون خبر آورد كه آژان و ژاندارمه مدرسه شيخ عبد الحسين را هم گرفتهاند ، نفهميدم چه شد . عصر بعد از چايى بيرون آمده به مدرسه شيخ عبد الحسين رفته خبرى نبود . به مسجد شاه رفته درب مسجد شاه از همه اطراف و بالا [ ى ] پشتبامها [ را ] قزاق گرفته بود و مانع از ورود [ به ] مسجد هم بودند و صبح ژاندارمها سنگرىها را گرفته و به باغ شاه برده بودند و مىگفتند الحاق ژاندارمه پلتيكى بوده و براى گرفتارى آنها دو عراده توپ شصت تير هم به بازار مرغ آورده بودند و براى اينكه مبادا مجددا بعضىها مسجد را سنگر نمايند قزاقها محافظت مىنمايند . دليل قهر كردن من در جلسه ديشب درب شمس العماره آقا شيخ جلال رسيد . گفتم ديشب شما چرا در خانه معاون السلطنه قهر كرديد ؟ گفت اول جمعيت با يك حرارت تمام مىگفتند كه بايد كاغذى نوشته شود و همه مهر نمائيم كه بياننامه كميسيون مختلط بر عليه كابينه صمصام السلطنه بىاطلاع ما بود و حق مداخله در سياست نداشتند . بعد از اينكه ما مشغول شديم اين كاغذ را مىنوشتيم خبر رسيد كه ژاندارمه ملحق به سنگرىها شده و شاهزاده عبد العظيمىها قوه گرفتند ، يكمرتبه تغيير لحن همه داده شد و گفتند اجزاء كميسيون مختلط خودشان بنويسند كه ما اكثريت نداشتيم و حق دخول در سياست هم نداشتيم . اين كار را نجات و دبير خلوت و دكتر حسن خان و دو نفر ديگر كرده بودند . بعد آقا ميرزا داود خان رسيد . سه نفرى صحبتكنان مقارن غروب رو به منزلهامان آمديم . تهديد صمصام السلطنه توسط سفير انگليس بعد به خانه بعد از نيم از شب رسيده شام آبگوشت غوره با بچهها خورده ، دو از شب بيرون آمدم . رفتم منزل عين الممالك تلفن به خانه امير مفخم زدم . گفتند هست . عين الممالك اظهار داشت كه عصر در خيابان سيد اسد الله خرقانى اظهار